
حق دارم اگر محو شکوه تو بمانم بند آمده از هیبت نام تو زبانم من آمدهام از تو بگویم، چه بگویم؟ من آمدهام از تو بخوانم، چه بخوانم؟ اشک شدم تا که در این خاک بیفتم من اشک شدم تا که بر این خاک بیفتم (اینباریتیمانهبهسویتوروانم)۲ (از بندهیخود دست نگیری که بگیرد؟)۲ (بی لطف تو آشفته دلم، دلنگرانم)۲ (آیینهی دل غرق غبار است نگاهی)۲ تا گردُ غبار از دل تنگم بتکانم یااباعبدالله... (دلتنگم و دلگیرم و دل خون و دلآشوب)۲ داغی شده این آتش و افتاده به جانم (من ماندهام و حسرت این داغ جگرسوز)۲ (رفتند سبکبار همه همنفسانم)۲ (هیهات که از چشم تو یک لحظه بیفتم)۲ این غصه شده اشک و بریدست امانم (ای کاش که این مرتبه جامانده نباشم)۲ (ای عشق به یاران شهیدم برسانم)۲ یااباعبدالله...