
همه دنیا تاریکه آسمون خون میباره لحظههام پر تشویشه دلتنگم غم داره توی گودال غوغا دل خونم اینجا نیست گرد و خاک تو میدون کسی اما پیدا نیست چقدرشمشیره ، عمو اونجا بود رهام کن عمه عمو تنها بود یه کاری کن برای من عمه دارن عمومو میکُشن عمه بزار برم براش سپر باشم به جای قاسم و علیاکبر تو لحظههای غربت آخر بزار منم براش پسر باشم عمو جونم رسیدم(4) توی گودال رو خاکی، چرا انقدر پژمرده چرا انقدر مظلومی، مگه عبدالله مرده؟ این که رو خاک افتاده ، آبروی افلاکه نزنیدش نامردا تک و تنها رو خاکه نزن میباره نزن محزونه نزن با نیزه تنش بیجونه نزن نزن تنش پر از نیزه نزن نزن تنش پره تیره خودش نفس نفس داره میره چرا حیا نمیکنی هربار نزن نزن چیکار داری آخر با جای بوسه های پیغمبر تیغتو از رروی گلوش بردار عمو جونم کجایی(3)