تصویر سیدرضا نریمانی - جبریل شنید از تو برای خبر آمد

جبریل شنید از تو برای خبر آمد

[ سیدرضا نریمانی ]
جبریل شنید از تو برای خبر آمد
پَر سوخت و پَر ریخت و بی‌بال و پَر آمد

می‌خواست بگوید که خدا داخلِ کعبه‌ست
دیوار تَرَک خورد و خبر زودتر آمد

بت‌خانه فروریخت و مِیخانه بنا شد
از مِیکده ساقی سرِ کوی و گذر آمد

ای عشق! بفرما قدَمَت روی سرِ ما
خاکیم و از این شاد که ما را پدر آمد

مِیخانه نه آن است که گفتیم و شنیدیم
مِیخانه از اطرافِ ضریح تو بَرآمد

با عشقِ تو بَر نقره زدم بوسه و دیدم
از جای لبم خوشه‌ی انگور درآمد

محراب به محراب پِیِ قبله دویدم
ایوانِ طلاکوبِ توأم در نظر آمد

می‌خواستم از مدح تو چیزی بنویسم
یک واژه نگفتم من و عمرم به سَرآمد

آیاتِ خدا را همه در شورِ تو دیدم
هر آیه که خواندم به لبم نِیشکر آمد

با اشک وضو کردم و قرآن که گشودم
بدخواهِ تو در آیه فقط کور و کر آمد

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح سیدرضا نریمانی امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد