نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(تكيه به نخل سوخته داده علمدار)2 (نگاهش سمت خيمهست اين سپهسالار)2 (کسی که میگفتن قول اون نشد نداره ، نشد نداره چجوری آخه بره حرم با مشک پاره ، با مشک پاره؟)2 (دخترا حق دارن اگه اینهمه بیقرارن)2 (توقع دیگهای هم از عموشون ندارن)2 (از يسار نيزه خوردو از يمين افتاد)2 (از رو مركب با صورت رو زمين افتاد)2 (يه جورى زدن تو علقمه، عمودو محكم سر پسر اُمُّ البنين ، پاشيده از هم)2 مشک و علم دست قلم شرمندگى خجالت (صدا اومد آماده شيد بريم براي غارت)2 همینکه رفت امنيت اهل حرم كم شده (کجاس عمو تا ببینه سیلیا محكم شده)2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد