نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنهاترین مظلوم تاریخم کنارم باش تنها طرفدارم تو بودی آخر افتادی این روزها مجروح جنگ غربتم زهرا آه ای طبیب من چرا در بستر افتادی تو شاهبانوی بهشتی پس بگو از من کِی قصری از فیروزه و یاقوت میخواهی از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان حالا که چیزی خواستی، تابوت میخواهی؟ حس میکنم آرامِ جانم رفتنی هستی دست تو را در دست خود هر بار میگیرم دیروز اگر تو میگرفتی دست بر دیوار حالا منم که دست بر دیوار میگیرم یا فاطمه یا فاطمه مظلومهی حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد