
تا عزای شه لب تشنه عزای حسن است پس حسینیهی ما ، صحن و سرای حسن است نهضت کرببلا، تحت لوای حسن است گریهی این دهه روزیش، به پای حسن است کربلا آمدهاند این دو به امضای حسن هر چه داریم به قربان پسرهای حسن نوبت نوکری ساحت عبدالله است رحمت الله، همان رحمت عبدالله است صحبتی هست اگر صحبت عبدالله است ذکر لبها مددی حضرت عبدالله است یازده ساله ولی، حافظ قرآن است این به سکوتش منگر، غرش طوفان است