عموجونم توی گودال
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن13
بازدید4K
عمو جونم توی گودال دیدم افتادی جون دادم میون این همه نیزه منم رو سینت افتادم سپر میشم برا جسمت جدا شد از تن دستم حلالم کن اگه راه نفسهای تو رو بستم چه گودالی چه جنجالی چرا عَمامت و بردن چقدر سر نیزهها خوردم خودت که داری جون میدی برا چی خنجر اوردن تو دیگه رفتی از هوش و دیگه چشمات نمیبینه ولی حس میکنی دیگه که سینت خیلی سنگینه نبینه خواهرت ای کاش که نیزه تو گلو کردن نبینه خواهرت ای وای تنت رو زیر و رو کردن یه عده با عصا هستن همونایی که بیتیرن یه پیراهن تنت مونده که اونم از تو میگیرن یه کاری کن عمو جونم دارن سمت حرم میرن حسین...