به حول و قوه‌ی الهی

به حول و قوه‌ی الهی

[ غلامحسین مردانی ]
به حولِ قُوه‌ی الهی، این اربعین تو کربلاتیم
زائر شیش‌گوشتیم آقا، منتظر برگِ بَراتیم

خدا بخواد با رفیقامون، میایم تا کربلات آقاجون
پای برهنه زیر آفتاب، رد می‌شیم از خارِ بیابون

اون حرمت کشته منو،آقا غمت کشته منو
تو ضریحا اون ضریحه، محترمت کشته منو

تو سرم شوره دلا پر نوره، می‌دونم امسال کربلام جوره
دلم آتیشه نگو نمی‌شه، می‌دونم امسال نوبتم می‌شه

مددی مولا، ابی عبدالله

ایشالله بنویسن برامون، عَلقمه با دو چشم گریون
بریم تا بَین الحَرَمِین و برا ابالفضل ما بدیم جون

بشیم مسافر پر احساس، بریزیم از دیده‌ها الماس
با هَروَله بریم کنارِ، مرقد نورانیه عباس

دخیل اون حرم بشیم، با بی بی هم قدم بشیم
مسته یه جرعه از میِ صاحبِ این عَلم بشیم

می‌شیم آماده بزنیم باده، می‌ریم امسالم پای پیاده
دلم آتیشه نگو نمی‌شه، می‌دونم امسال نوبتم می‌شه

مددی مولا، ابی عبدالله

نظرات