نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بمیرم واسهی مادر سده مثل یه گل پر پر تنت زخمی و مجروحه زمینگیره توی بستر چقدر غم داره صحبتهاش نمیبینه دیگه چشماش شکسته بازو و پهلوش امون از بیقراریهاش مادر سادات داره میمیره از اهل خونه روشو میگیره نداره جونی دستای مادر داره میلرزه صدای مادر مادرم ای وای.. **** شکسته هر دو تا بالش پریشونه چقدر حالش نفس که میکشه با درد بهم میریزه احوالش توی کوچه شد حالش زار زمین افتاد با چشم تار زدن مادر رو پشت در رو سینش مونده ردّ مسمار دستای بابام علیو بستن با لگدهاشون درو شکستن با پا مغیره مادرو میزد قنفذ ملعون کوتاه نیومد مادرم ای وای... مادرم زهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد