
بعد یک عمر عاقبت سینهچاکم کردی تا رسیدم توی این دشت هلاکم کردی تو و خندههای نیزه، من و گریههای نیزه شده وِردِ لبِ خواهر، ای برادر وایِ نیزه یا حسین غریب مادر... مردمون این زمین از چه بیاحساسن به گمونم در کمین تو و عباسن میدونم یه روز همینجا، میشه بسته راه چاره مثل مشک آب سقّا، دل زینب تو پاره یا حسین غریب مادر... یا حسین عزیزِ زهرا... بعد یک عمر عاقبت سینهچاکم کردی تا رسیدم توی این دشت هلاکم کردی تو و خندههای نیزه، من و گریههای نیزه شده وِردِ لبِ خواهر، ای برادر وایِ نیزه یا حسین غریب مادر... یا حسین عزیزِ زهرا... با نگاه اون کماندار دل ما زاره کاش یه لحظه چشم از این کودکت برداره با نگاه یه کماندار، غرقِ خون دل ربابه ولی لالایی میخونه تا که ششماهه بخوابه (یا حسین غریب مادر یا حسین عزیزِ زهرا)۲ بعد یک عمر عاقبت سینهچاکم کردی تا رسیدم توی این دشت هلاکم کردی تو و خندههای نیزه، من و گریههای نیزه شده وِردِ لبِ خواهر، ای برادر وایِ نیزه یا حسین غریب مادر...