نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بالا نمیآد نفسم بابا کُنج خراب بیکسم بابا تو این شبایِ بی کسی بعد از تو من تنهاترینم سخته برام، سرِ تو رو خونی رو دامنم بگیرم بغضِ نبودنت، بابا سنگینی میکنه، تو سینم من الذی ایتمنی بابا حسین، بابا حسین جان *** خوش اومدی، یارِ سفر کرده دوریِ تو چشمامو تر کرده حالا که اومدی بزار برات بگم درد دلامو حالا که اومدی بزار بهت نشون بدم پاهامو چشماتو وا کن بابا جون ببین کبودی چشامو من الذی ایتمنی بابا حسین، بابا حسین جان *** کسی ندید عذابی که دیدم اون مجلسِ شرابی که دیدم تو بزمِ می، مگه بابا به دخترت امون میدادن جلو چشایِ عمههام سکینه رو نشون میدادن من الذی ایتمنی بابا حسین، بابا حسین جان *** شام بلا با طعنه و آزار عمّه کجا و کوچه و بازار تو شهر شام شد بابا جون حراج روسری و خلخال آخه میخوان چیکار اونا چادری که شده لگدمال خدا میدونه چند دفعه زیر لگد من رفتم از حال من الذی ایتمنی بابا حسین، بابا حسین جان ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد