نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با رنج و آه و حسرت من دیگه خو گرفتم برای آخرین بار با اشک وضو گرفتم کارم تو این اسارت لحظهشماری بوده همیشه روی قلبم یه زخمِ کاری بوده زخمی که بعد عمری تازهی تازه مونده رمق برام نذاشته از بس منو سوزونده از زخم تازیونه زخمه همه وجودم ولی یه لحظه حتی فکر خودم نبودم هفتم امام مظلوم موسی بن جعفرم من به زیر تازیونه تو فکر مادرم من آره درسته اینجا خیلی شکنجه دیدم ولی به روی صورت کِی جای پنجه دیدم؟ فهمیدم اینجا مادر چی کشید از جراحت کسی که زخمه جونش نداره خواب راحت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد