نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر بنگر چه بارگاهی دارد بعد بسم الله گفتن چشم ما تر میشود حال ما بیچارهها با گریه بهتر میشود هر سحر از چاه چسنماب بیرون میکشم قطره قطره گریه در این نهر کوثر میشود در تقرّب باید از اظهار فضلم کم کنم هرکسی اینجا زمین خوردهست سرور میشود آبروی خویش را خرج ولایت میکنم یک برابر خرج من صدها برابر میشود کام من با خاک تربت واشد و آب فرات این شده که طفل طفلم نیز نوکر میشود دلبری که پیر شد از چشم میافتد ولی نوکری که پیر شد بسیار دلبر میشود سائل گنبد طلا چیزی نمیخواهد جز او زائر او بی نیاز از معدن زر میشود هرچه داریم از گدایی حسین و فاطمه است پشت این در خستگی ما فقط در میشود روسیاهان را خبر کن بال درمیآورند صاحب جرم است فطرس صاحب پر میشود حاجت صدها نفر افتاده دست یک نفر یک نفر که روح و ریحان پیمبر میشود کف بزن بر کوری چشم حسودان حسن فاطمه بعد از حسن هم باز مادر میشود هرکجا ابن الحسن دیدی بگو ابن الحسین زنده نسل مجتبی از این برادر میشود علی علی علی علی
هنوز نظری ثبت نشده