نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این پا و اون پا نکن بابا چشمام و دریا نکن بابا دارم میمیرم من از دوری امروز و فردا نکن بابا امشب نیای دیگه فردا دیره امشب نیای دخترت میمیره امشب نیای دیگه کی از خولی گوشوارههای من و پس میگیره تنم زخمی تنت زخمی سرم زخمی سرت زخمی چقدر شد خواهرت زخمی *** چیزی نمونده ازم بابا کشته من و دشمنم بابا از وقتی افتادم از ناقه زخمِ تموم تنم بابا افتادم و بوی زهرا اومد مادر اومد حال من جا اومد رو زانوهاش خوابیده بودم که یه بی حیایی بابا از راه اومد از اون وقت که اومد میزد نمیدونی چه بد میزد بابایی با لگد میزد *** الان بابایی کجا هستی شاید روی نیزهها هستی شاید که کنج تنوری و شاید تو تشت طلا هستی راستی بابا دیگه چشمام تاره راستی بابا پیرهنم شد پاره راستی بابا اگه دیدی پیرم این آثار رد شدن از بازاره هزار دَفعه بابا مُردم رو نی زخمات و میشمردم زمین خوردی زمین خوردم بابا مردم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد