نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به زور آوردنم با طناب یادته کتک خوردم منم با رباب یادته تو رو دیدم میون تشت یادمه منو دیدی تو بزم شراب یادته به جا نیاوردی، به جا نیاوردم تو نیزه خوردی و منم کتک خوردم پاهام پُر زخمه، گوشم سنگینه سرت پر خاکه، سرم پایینه چشام خیلی تار، تو رو میبینه بابا بابا بابا بابا... چه چیزایی دیدم با چشام، بگذریم شراب خوردن جلو عمههام، بگذریم با اون چادر خودم مونده بودم بابا چجوری از تو بازارِ شام بگذریم میونِ راه خیلی، برام کتک خوردن رباب و عمه زینب، بجام کتک خوردن لباست پاره، لباسم پاره نموند انگشتر، نموند گوشواره النگوم بابا، الان تو بازاره
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد