ای نازنین برادرم، چرا تو از پا افتادی
سایر ذاکرینپسندیدن4
بازدید3.2K
ای نازنین برادرم، چرا تو از پا افتادی دستت جدا از بدنو، رو خاك صحرا افتادی پا شو ببین رقیه رو، تو خیمه ها منتظره گفتم بهش غصه نخور، عمو برات آب میاره ساقی طفلان حرم پشت و پناه لشگرم غمت زده به دل شراره چرا شدی تو غرق خون فرق تو گشته لاله گون چرا شده مشك تو پاره پاشو ابالفضل، دارم میمیرم غمت برادر، كرد منو پیرم خزون شده بهار تو، دارم با زانو راه میرم جون حسین پاشو داداش، من دیگه طاقت ندارم هی رو زمین می اُفتم و، ببین شكسته كمرم ای همه ی امید من دلاور رشید من من شنیدم ادرك اخاتو ولی عمود آهنین كرده تو رو نقش زمین نمیشه كاری كرد براتو پاشو ابالفضل، دارم میمیرم غمت برادر، كرد منو پیرم سر تاسر یه دشت غم، پیچیده بوی فاطمه گمون كنم كه مادرم، اومد كناره علقمه از راه دوری اومده، با چادری كه نخ نماست ببین كه روی صورتش، جای یه دست بی حیاست دیدی چه جور اومده بود قامت خم و صورت كبود نشد كه دستاشو كنی پاك زخماشو هی میدیدی و تو دست و پا میزدی و بازوتو میكشیدی رو خاك بعد تو داداش، حسین میمیره سه ساله ی من، بی تو اسیره