نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان پسر مظهر یزدان، که بُدی صاحب طبل و علم و بیرق و سیف و حشم و با رقم و با رمق اندر لقبش ماه بنی هاشم اندر لقبش ماه بنی هاشم و عباس علمدار سپهدار جهانگیر جهاندار دید کاندر حرم خسرو خوبان شده بس ناله و افغان پر از شیون طفلان، هم شان موی پریشان دل بریان سوی عباس شتابان که عمو جان چه شود جرعه ی آبی برسانی به لب سوختگان، کز عطش آتش بگرفته لب ما شه با وفا ابالفضل معدن سخا اباالفضل صاحب لوا اباالفضل غیرت خدا اباالفضل هیبت خدا اباالفضل پس بیاویخت به دوش دگر خویش یکی مشک چو مشکی که بُدی خشک تر از لعل لب ماه مدینه گل گلزار سکینه، به فغان گفت که یا بنت اخا گریه مکن ناله مکن ضجه مزن زانکه عموی تو نمرده روم الحال کنم بهرتو من آب مهیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد