
بي وفاداري تو عاطفه معنا نشود بی تو این خانه ی من روشن و زیبا نشود به خداوند قسم گِرد حریمت مریم تا نیفتد ز نفس مادر عیسی نشود هیچ دستی به جزاین دست ورم کرده ی تو در گره باز نمودن از ید طولا نشود چند روزی است در این خانه اجل می بینم ترسم این است که تا رفتن تو پا نشود جان این دختر سجاده نشین کاری کن پای تابوت تو در خانه ی من وا نشود تکیه گاه منِ زانو زده برخیز ز جا تا قد و قامت مردانه ی من تا نشود