وقتی سرت را روی بالش می گذاری
حاج محمود کریمیپسندیدن8
بازدید4.6K
وقتی سرت را روی بالش می گذاری آنقدر می ترسم که دیگر برنداری تو هیچ فرقی هم نکردی غیراز اینکه آیینه بودی و شدی آیینه کاری بگذار گیسویم به حال خویش باشد اصلا بیا و فرض کن دختر نداری فاطمه یا فاطمه2 با رفتنش تمامی غمها به من رسید سه ماه درد فاطمه یکجا به من رسید اول قرار بود که با هم سفر کنیم رفتن به او رسید تمنا به من رسید تقسیم کار خانه به نفع علی نبود ای وای من که شستن زهرا به من رسید با این که آستین به دهان، ناله می زنم اما صدای زینب کبری به من رسید یادم نمی رود که چگونه تلاش کرد از زیر تازیانه ی اعدا به من رسید فاطمه یا فاطمه2