نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای تشنهای که شرح غمت در بیان نبود ما را به سختجانی خود این گمان نبود ناراحتم زیاد نماندم کنار تو شمر آمد و برای نشستن زمان نبود هر ناقهای به غربت من گریه کرده است مانند من غریب در این کاروان نبود ای کاش در رکوع عقیق از تو میگرفت ای کاش بِین قافلهای ساربان نبود ماندم چرا به زور کشیدند از تنت آخر لباس کهنهی تو که گران نبود گفتم به آفتاب نتابد به روو تنت شرمندهام که روی تنت سایهبان نبود با لشکری برای سرت جنگ کردهام پس حق بده اگر که به جسمم توان نبود دیروز شش برادر کرّار داشتم امروز دور خواهر تو جز سنان نبود آغوش من که هست چرا ماندهای به خاک جای تن تو بر روی ریگِ روان نبود لعنت به این سفر که بدون تو میروم تنها شدن که حقِّ منِ نیمهجان نبود باد صبا ببر به نجف روضهی مرا روضه بخوان که دُخت علی در امان نبود ما رسممان شهادت و از جان گذشتن است امّا دگر اسیر شدن رسممان نبود وای حسین، وای حسین ... ****** ای حسینی که به دل عشق تو درمان من است عشق تو در دل من اوّل و پایان من است به شب اوّل قبرم نکنم وحشت و ترس چون در آن لحظه حسین است که مهمان من است ******* شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاَ تَنْظُرونی کَیْفَ اَسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتِلُونی وَ بِجَرد الخَیْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی ******* بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اَجَل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد