نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای به فدایت همه جان جهان خاك رهت سرمهی افلاكیان دور فلك حلقهی خلخال توست عرش برین زیر پر و بال توست وصلهی بر جامهی تو جان من بخیهی آن رشتهی ایمان من لطف تو كز عالم بالا رسید مائده بر مادر عیسی رسید پاسخ "أنّا لك هذا" تویی نزد خداوند تعالی تویی خانه ی تو حسرت جنت شده مائده از مطبخ تو آمده خوشهای از گندم احساس تو آرد شده در دل دستاسِ تو خورده ی نانی كه ز دستت فتاد نان وسط سفرهی هستی نهاد شمس بُوَد ذرّهی در كوی تو بال گرفت از پَر جاروی تو عرش خدا را كه تویی قائمه از چه شدی خاك نشین، فاطمه منّت حق بود كه بر ما رسید روح تو را در همه عالم دمید تا كه نماز تو رقم میخورد حركت افلاك به هم میخورد خیل ملك كرده فلك را رها تا كه ببینند نماز تو را ای دَم تكبیرِ تو تكبیر عشق عشق شده پیرِ تو، ای پیرِ عشق كوثر عظمایی اگر بندهای خیر كثیری و فزایندهای تو اَمَتَ الله در این عالمی پس تو به حق با خود حق محرمی عرش به درگاه تو آرد نیاز خانهی تو فرش ندارد نیاز شهپر جبریل امین فرش توست بودن همراه علی عرش توست جانِ جهان گفته كه جانم فدات پهن نموده است عبایش برات صورت تو حسرت خورشید شد سایهی تو مایهی اُمّید شد لیلهی اسرای نبی، فاطمه میوه ی طوبای نبی، فاطمه سیب كه شد هدیه به احمد تویی چلّه نشینیِ محمّد تویی دیدن خالق بُوَد امری محال خواست خدا جلوه كند چند سال آینه اش در برِ عالم گشود چهرهی در آینه روی تو بود ای كه تویی مادر خیرُ الانام مام امامی و امامِ امام وصف تو این سان كه امامت كند روز قیامت، چه قیامت كند خستگیات، حضرت بانویِ آب غصّه ی دریا شده، یك دَم بخواب جام مَلَك پُر ز میِ ناب كن وقت اذان لطف به محراب كن گردش دستاس به دستان كیست؟ جنبش گهوارهی نوزاد چیست؟ حضرت میكال شده یار تو آمده در خانه كند كار تو روح الامین ساكن در خانهات خادم گهواره ی دردانهات باز خمارم كه خمیرم كنی شیعه ی تنّورِ غدیرم كنی پخته شود در تب دستان تو روح مسلمانی سلمان تو هر كه نكوشیده به احقاق حق هر كه كند ظلم به مصداق حق گریه اگر قدر عوالم كند جان خودش ردِّ مظالم كند گر كه رضای تو نیارد به دست توبهی بی حبِّ تو بی فایده است دادِ تو آوار كند ارگ ظلم توبهی ظلم است فقط مرگِ ظلم روز جزا محكمه با مرتضاست حق رضای تو رضای خداست راه تو گر راه هدایت بُوَد حق به ترازوی ولایت بُوَد قدر ولی را كه تو معنا كنی جان خودت فدیهی مولا كنی روح تو آرامش كلِّ جهان خلق نگشته، شدهای امتحان گرچه بدم بسته به پای توأم رد شده از درس وفای توأم از تو كشم منت تجدید را بعد بزن خاتم تأیید را تا كه ببینی كه چهها میكنم در ره تو روح، فدا میكنم تا گذرد آبِ بلا از سرم گر بشوم آب، شوی مادرم مِهر تو چون مُهرِ امان میشود هرچه علی خواست همان میشود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد