نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای به فدایت همه جانِ جهان خاک رهت سرمهی افلاکیان دور فلک حلقهی خلخال توست عرش برین زیر پر و بال توست وصله بر جامهی تو، جان من بخیهی آن، رشتهی ایمان من لطف تو کز عالم بالا رسید مائده بر مادر عیسی رسید پاسخ اَنی لَکِ هذا تویی نزد خداوند تعالی تویی خانهی تو حسرت جنت شده مائده از مطبخ تو آمده خوشهای از گندم احساس تو آرد شده در دل دستاس تو خوردهی نانی که ز دستت فتاد نان وسط سفرهی هستی نهاد شمس بُوَد ذرهی در کوی تو بال گرفت از پر جاروی تو وقت نمازت چو رقم میخورد حرکت افلاک بهم میخورد خیلِ ملک کار خودش را رها تا که ببینند نماز تو را تو امت الله در این عالمی پس تو به حق با خود حق محرمی خستگیات حضرت بانوی آب غصهی دریا شده یک دم بخواب جام ملک پر ز مِی ناب کن وقت اذان لطف به محراب کن باز خمارم که خمیرم کنی شیعه تنور غدیرم کنی پخته شود در تب دستان تو روح مسلمانی سلمان تو هرکه دمی دشمن حیدر شَود عاقِ تو گشته و کافر شَود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد