تصویر حاج محمود کریمی - برداشت چادری و گره زد به معجرش

برداشت چادری و گره زد به معجرش

[ حاج محمود کریمی ]
برداشت چادری و گره زد به معجرش
شد مستتر به خیمه سیاهی لشگرش

همراه چند زن سوی مسجد روانه شد
احمد به غزوه آمده وین است خیبرش

خونش به هر قدم زدن و هر نفس چکید
از گوش و دست و سینه و ابرو به معبرش

آهی کشید و کُرک و پرِ آفتاب ریخت
از بس که شعله داشت گلوی مطهرش

یک بال نا‌تمام زد و گرد و خاک شد
بگرفت بر مدار زمین گوشۀ پرش

دستی به خون دیده کشید و نگاه کرد
دست طناب بود گریبان همسرش

درهم کشید چهره و پُر کرد کام را
نفرین شدش خطابه و اکراه منبرش

دستی به اشکِ دیده و موی ندیده برد
پس شرح زد به حاشیۀ قدر و کوثرش

فریاد زد که شوی زِ مویم گران‌تر است
کم مانده بود مقنعه بردارد از سرش

افتاد عقب قیامتِ کبری در آن زمان
پیکی رسید و گفت زِ دربار حیدرش

یا ایّها ‌الرّسولِ مؤنث مجال ده
بر امّت خود از زن و طفل و مذکرش

شاعر: محمد سهرابی

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی امام زمان(عج) و فاطميه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های امام زمان(عج) و فاطميه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد