نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كيستم من، سائلي در پاي ديوارشما با همه فقر و تهي دستي خريدار شما ديدهام را شستهام يك عمر از خون جگر در هواي لحظهاي از فيض ديدار شما پيشتر از آنكه بگذارند نامي روي من بوده نامم با خط خوانا به طومار شما پاي تا سر دردم و باشد دوايم يك نگاه اي شفاي عالمي در چشم بيمار شما فخر بر بلبل فروشم ناز بر گل آورم گرچو خاري سر برون آرم ز گلزار شما پاي در زنجير نفس و دست بر دامان يار يا گرفتار دل هستم يا گرفتار شما چون شود روزي از اين زنجير آزادم كني اي نجات خلق از روز عزل كار شما ــــــــــــــــــــــــــــــــ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد