نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی و زینب من مانده و این بستر تو دل پریشان شده از غصه و غم، دختر تو بعد تو خانه نشینی علی شد آغاز شد زمین گیر غمت فاطمه جان حیدر تو بعد تو شیر خدا خنده نمی داند چیست غصه دارد به دل غم زده اش دل برده تو در دل شعله، همه حاصل من، ود شدی ور شکسته شده دیگر به خدا همسر تو کاشف الکرب علی زیر لحد خوابیدی در دلم یاد تو، از دیده نهان پیکر تو هیجده ساله ی من، یار جوان حیدر شد سفید ره من فتطمه موی سر تو بر علی واجب شرعیست نمارز آیات چون گرفته ز جفا ماه رخ انور تو چه کنم بعد تو با زخم زبان یا زهرا می کند خنده به من قاتل خیره سر تو مرغ عشقی که نفس را نفست را پر کرد کنده با قیچی کینه شده بال پر تو سر زینب به روی پای حسین،آسمان دلش بهاری شد هاتفی گفت عرش میلرزد،باز اشک حسین جاری شد پشت سیلی ز اشک خاطره ی، چهره ی خنده روی مادر بود شانه ای بین دست های حسن، بین آن چند تار موی مادر بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد