
اگر او را بخواهم در عناوینی بگنجانم علی تاج ولایت بود و این بانو نگین بوده اگر نانی به سائل داده گفته یادشان باشد که نان سفرهاش نان امیرالمومنین بوده هزار عبّاس اگر میداشت، تقدیم علی میکرد نخوان امّالبنین او را که امّالعارفین بوده از اینکه عالمی حاجت گرفت از دست پر مِهرش یقین دارم، خودش دست خدا در آستین بوده شبیه کربلاییها بخواه اوّل از او حاجت چرا که پیش از عبّاسش به فکر زائرین بوده امام دین در عاشورا به عبّاسش پناه آورد از این منظر ببینی، زیر دِینش رُکن دین بوده علمدارش زمین افتاد اگرچه روز عاشورا علمدار بساط روضه، بعد از اربعین بوده به داغ شیرخواره، گریه کرده نه به شیرانش فداکاری ببین انگار امِّ بیبنین بوده به سینه میزد و میگفت: ای تنهای بیمادر تمام فکر و ذکرش لحظهی هَل مِن معین بوده نبایستی برایش از حسین اینگونه میگفتند که ساعاتی به زیر زانوی شمر لَعین بوده سوالی کرد که با سر جهها کردند بعد از ذبح بشیر آهسته گفت اُمُّ البنین در خورجین بردند خجالت میکشید از فاطمیات بنی هاشم که در کوفه حجاب دخترانش آستین بوده همان بهتر نبود آنجا ببیند دخترانش را میان مجلسی که حرمله بالانشین بوده کسی نشنیده از او که بگوید وای عبّاسم ولی سردردهایش از عمود آهنین بوده