نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اونیکه اَماننامه پاره کُنه شمرو با این کار بیچاره کُنه حق بِده خدا به عزرائیل بگه: بذار هرکاری که دوست داره کُنه نَوام اَبَاالفضله، کُلًّا مَرام اَبَاالفضله شفا تَهِ پیالهی، آقام اَبَاالفضله دمادم دمادم، غلامِ این مرامم توی نماز به تو میدم سلامم دمادم دمادم، ذکرِ لبام اَبَاالفضل جون میگیرم وقتی میگه یه پیرغُلام اَبَاالفضل اَبَاالفضل، اَبَاالفضل... اَبَاالفضل، جانم اَبَاالفضل... اونیکه رقیه میگه بهش عمو مگه میشه کَرَمش بشه تموم؟ من خودم صد دفعه رو زدم ولی حتّیٰ یکبارم نیاورده به روم وزیر اَبَالفضله، شیرِ دلیر اَبَاالفضله اَمیرکبیر برای ما، اَمیر اَبَاالفضله همینه همینه، سینهزنو میبینه بهش میگه تو لحظه بودن معنیش همینه همینجاست همینجاست، مرکزِ ثِقلِ عالَم وقتی خدا سرِ سُفرهی أمِّبنین میشینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد