نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امون از زخم بسترم امون از درد كمرم آخه منم یه مادرم، دیگه خمیدم كبودی بازو بسه خفتن به یك پهلو بسه راه رفتن با زانو بسه دیگه بریدم سربار این خونه شدن بیشتر از این عزابه آی بچه هام كمك كنید كه مردنم ثوابه (بارالها، بارالها، عجل وفاتی سریعا)۳ علی كه بی عمامه شد تو خونمون هنگامه شد غمنامهی فاطمه شد خسوف یك دست حسین به زیر دست و پا حسن فریاد میزد بابا زینب میگفت فضه بیا كه سینه بشكست یكی شده روز و شبم خون میاد از كنج لبم اشك چشای زینبم قلبمو بشكست (بارالها، بارالها، عجل وفاتی سریعا)۳ جدا نمیشه از تنم میگیره خون از بدنم وقتی میچسبه پیرهنم رو زخم تازه نماز بی قنوت من تو اوج در سكوت من لبخند بر تابوت من قصه اش درازه كی دیده هجده ساله ای به پای مرگ بشینه كی دیده با نفس زدن خون بریزه ز سینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد