نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از کجای مقتلت بخونم آخ حسین جان دردت به جونم آخه گریه نمیده امونم آخ حسین جان دردت به جونم سرت شلوغه دور پیکرت شلوغه نگاه به خیمهت دوره خواهرت شلوغه درست سه ساعت هی زخمت زدن به نوبت چه قتل صبری راه انداختن این جماعت روی خاکا بدنت افتاده شده پیکرت مثل سجاده برا تشییع تو ده مرکب با چل تا نعل تازه شد آماده حسین یااباعبدالله حسین یااباعبدالله حسین یااباعبدالله از کجای مقتلت بخونم آخ حسین جان دردت بجونم چی بگم بند اومده زبونم آخ حسین جان دردت بجونم دم غروبه جسمت زیر سنگ و چوبه یکی به سینه روی تل داره میکوبه نمونده چیزی، از تو غیر رد تیزی پاشو که داره میره خواهرت کنیزی حرم تو وسط آتیشه داره پیکر تو غارت میشه آخه کی فکرشو میکرد یه روز خواهرت همسفر خولی شه حسین یااباعبدالله حسین یااباعبدالله حسین یااباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد