
از بازار میترسم من از اون روز که با دسته بردنم تو انظار میترسم اگه ماجرای اون روز بشه تکرار میترسم نه فقط من همه دخترا ترسیدن واسه معجرا ترسیدن همهی زنا ترسیدن نه فقط من همه دخترا افتادن از رو ناقهها افتادن زیر دست و پا افتادن از مصیبتهای راه نگم بهتره! از زنای بیپناه نگم بهتره! چی کشیدم این یه ماه نگم بهتره! این زخمام میسوزه این یه ماهه بس که گریه کردم از داغ تو چشمام میسوزه دل عمّه زینب واسه پاهام میسوزه نه فقط روز، شب و نیمهشب جا موندم زجر بیادب ترسوندم با موی سرم تابوندم نه فقط روز، شب و نیمهشب باریدم روی سنگ و خاک خوابیدم خوابتو همش میدیدم از شبای قافله نگم بهتره! از پاهام و آبله نگم بهتره! از نگاه حرمله نگم بهتره!