نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ارمغانم گرچه ناقابل بُوَد عفوُ کن این کارُ، کارِ دل بُوَد گرچه از سوز تو، جانم بر لب است این دو گل هم، برگ سبز زینب است حسینجانم، حسینجانم ... ***** چشم مولا تا که بر گلها فتاد سر به روی شانهی خواهر نهاد باغبان گیسوی گلها تابُ داد لالهها را از سِرِشکَش آبُ داد حسینجانم، حسینجانم ....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد