نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الههیِ فاتح بَدر و حُنِین پیمبر عشق فَنا فِی الحُسِین پردهنشین حرم مرتضی وارث رنج و علم مرتضی گفت مهین بانوی عذرا منم ای گل من، زینب کبری منم این من و این حالت شوریدهام این من و این نور دل و دیدهام این من و این حال پریشانیام این من و این خون دو قربانیام این من و این سینهی پرشور و شین این من و این عون و محمد، یا حسین تحفهی مور است، سلیمان تویی عشق تویی، شور تو، قرآن تویی ای خدا بنگر، بیعلمدارم رفته از دستم یار و غمخوارم سینهام آتش گرفته، جان من کُن نظر بر قامت طفلان من تحفه آوردم، سلیمانی کنی هردو طفلم را تو قربانی کنی هردو از نسل علی و جعفراند تربیتآموزِ بِنتُالحِیدَراند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد