
یَمِ فاطمی، دُرِ سَرمدی،گل احمدی، مَه هاشمی ز سُرادِقاتِ محمدی، طَلَعَت ظُهورُ جَلالتی به سَما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه دُر، به علی گُهر به حسن جگر، به حسین پسر، چه نجابتی، چه اصالتی به مَلَک مُطاع، به خدا مطیع، به مرض شفا، به جَزا شَفیع چه مقامِ بندگیش مَنیع، به چه بندگی و اطاعتی خَمِ زُلف او چه شِکَن شِکَن، به مثال نقرهی خامِ تن سپری به کف و کفن به تن، به چه قامتی و قیامتی ز جلو نظر سویِ قبلهگَه، ز قَفا نظر سوی خیمهگَه که نمودو شَه به قدش نَگه به چه حسرتی و چه حالتی ز قَفا دو زن شده نوحهگر، یکی عمه گفت و یکی پسر که نَما به جانبِ ما نظر به اشارتی و نظارتی