نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چنان مي گريم من از سوز دل كه پاي ناقه بماند به گل كه مي ترسم تورا ازمن بگيرد دشمن كه مي ميرم اگر از تو جدا باشم من "وعده گاه خورشيد و ماه عصر عاشورا قتلگاه" *** فدايت خواهر بيا برگرديم به جان مادر بيا برگرديم رقيه گريد و گويد كجاييم عمه چه مي شد ما به مهماني نياييم عمه "وعده گاه خورشيد و ماه عصر عاشورا قتلگاه" *** نگاه اصغر چه معصومانه كنار مادر گل و ريحانه دل من از تماشايش نمي گردد سير گمانم حرمله او را بگيرد از تير "وعده گاه خورشيد و ماه عصر عاشورا قتلگاه" *** اگر تقدير است پريشان باشم شريك داغ عزيزان باشم دعا كن زينبت اينجا نيفتد از پا تو را در بين دشمنها نبينم تنها "وعده گاه خورشيد و ماه عصر عاشورا قتلگاه" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد