ویل عباس حسین واویلا (همه مهمان شدهاند)۲ (مورها هم سر این سفره سلیمان شدهاند)۳ تازه از بس آقاست ارمنیها دو سه روزیست مسلمان شدهاند فاطمه خوشحال است که مریدان اباالفضل فراوان شدهاند (روز تاسوعایی)۳ همه در روضهی او دست به دامان شدهاند)۲ همهی اهل حرم (مثل گیسوی ابالفضل پریشان شدهاند)۲ (زعفر جنی گفت)۲ (در سپاهش همگی گوش به فرمان شدهاند)۲ (نام عباس آمد)۲ (که سپاه عمر سعد حراسان آمد)۲ (پاسبان حرم است هر چه از حضرت عباس بگوییم کم است)۲ (در مرام زینب)۲ (هر که پای علمش گریه کند محترم است)۲ مرزها میشکند پس تفاوت نکند هر که عرب یا عجم است (کیست عباسِ علی؟)۲ آن که تا روز قیامت سر دوشش علم است (دست گیر همه است)۲ گر چه در علقمه افتاده دو دستش، علم است باد گم شد (جادهی گیسوی عباس پر از پیچ و خم است)۲ بشکنیدش اما تیغ ابروی ابالفضل همیشه دو دم است آنقدر که حتی کمر تیغ علی پیش دو ابروش خم است خشم او مهلک بود مات و مبهوت و نگاه و غضبش مالک بود به مصیبت افتاد پیش زیبایی او ماه ز قیمت افتاد ((تا ابالفضل آمد)۲ لشکر کوفه تکان خورد و به زحمت افتاد)۲ هر که آمد به جلو از رجز خواندن سقا به فلاکت افتاد تیغ او جای خودش با نگاهش دو سه لشکر به هلاکت افتاد (گر چه دشمن میتاخت)۲ (جنگ را رزم ابالفضل عقب میانداخت)۲ از حرم شیر گذشت پس به کارش گره افتاد به تکبیر گذشت تیر باران شده بود او جوان آمده بود علقمه و پیر گذشت (ارباً اربا شدهاست)۲ چقدر از تن او نیزه و شمشیر گذشت با سه تا شعبۀ خون از جلو آمد و از پشت سرش تیر گذشت (دور او حلقه زدند)۲ آه جان کندن سقا چقدر دیر گذشت جگرم تیر کشید یا اخا گفتی و یک آن کمرم تیر کشید (شاه از پا افتاد خبر آمد وسط علقمه سقا افتاد)۲ کار در هم پیچید چشم لشکر که بر آن قامت رعنا افتاد ((آب رفته از تنش)۲ چند عضو بدنش روی زمین جا افتاد)۲ تیر در چشمش بود (مثل آن میخ که بر سینۀ زهرا افتاد)۲ (بی علمدار شدیم)۲ علم افتاد زمین سخت گرفتار شدیم (لشکری کف می زد)۲ اصلا انگار نه انگار عزادار شدیم (سر غارت دارند تازه انگار به این قوم بدهکار شدیم)۲ (زیر لب زینب گفت)۲ (بچهها دربه در کوچه و بازار شدیم)۲ (هر کجا خوابیدیم)۲ (صبح با قهقه حرمله بیدار شدیم)۲