تصویر مهدی رسولی - وقتی که تو نیستی با اشکام حرف می‌زنم

وقتی که تو نیستی با اشکام حرف می‌زنم

[ مهدی رسولی ]
(وقتی که تو نیستی، با اشک‌هام حرف می‌زنم) ۲
با زخم دستامو زخم پام حرف می‌زنم
با زخم پهلوم و زخم صدام حرف می‌زنم

هی زخمِ تنها آروم بگیر، هی زخم سر طاقت بیار
هی، زخم دل چیزی نمونده تا سحر طاقت بیار

(طاقت بیار میاد بابا طاقت بیار میاد کم کم) ۲
طاقت بیار میاره از بهشت مرحم

طاقت بیار رقیه طاقت بیار رقیه...

(وقتی میاد عمه، اشک‌هامو پاک می‌کنم) ۲
(می‌خندم آروم شه دردهامو خاک می‌کنم) ۲
وقتی تنها می‌شم ناله‌ی غمناک می‌کنم

ای پای پر از آبله، ای جا مونده از قافله
ای زخم تازیونه‌ی دست سنان و حرمله

طاقت بیار تموم میشه، مهمونِ من عموم میشه 
این زخم‌ها پیش زهرا آبروم میشه

طاقت بیار رقیه، طاقت بیار رقیه...

(راستی گفتم بابا با اشک‌هام خندیدن و
توی بازار خیلی خواهرهام ترسیدن و) ۲
کاشکی من می‌مردم دور سرت رقصیدن

وای طعنه‌ها کشته منو، وای خیلی آزار دیدمو 
وای گوشوارمو گوش یه دختر توی بازار دیدمو

(چیزی نمونده از گوشم، چیزی نمونده از گیسوم
مثل مادر بزرگ شد پهلو و بازوم) ۲

طاقت دیگه ندارم، بابا بیا کنارم...

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد