
وقتی که تو نیستی با اشکام حرف میزنم با زخم دستام و زخم پام حرف میزنم با زخم پهلو و زخم صدام حرف میزنم ای زخمِ تن آروم بگیر ای زخمِ سر طاقت بیار ای زخم دل چیزی نمونده تا سحر طاقت بیار طاقت بیار میاد بابا طاقت بیار میاد کم کم طاقت بیار میاره از بهشت معجر طاقت بیار رقیه... **** وقتی میاد عمّه اشکامو پاک میکنم میخندم آروم شه دردامو خاک میکنم وقتی تنها میشم نالهی غمناک میکنم ای پای پُر از آبله ای جامونده از قافله ای زخم تازیونهی دست سنان و حرمله طاقت بیار تموم میشه مهمونِ من عموم میشه این زخما پیش زهرا آبروم میشه طاقت بیار رقیه...