نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

والشمس، همان طلعت نیكوی حسین است واللیل، سوادِ گره ی موی حسین است حاجی زكجا می طلبی كعبه ی دل را سوگند به حق كعبه ی دل روی حسین است جنت كه بود رایحه اش رایحه ی عشق الحق كه معطر شده ی بوی حسین است جبریل امین فخركنان از ازل الدّهر دركنگره ی عرش ثنا گوی حسین است آن رقعه كه ثبت است در او حكم شفاعت از روز ازل بسته به بازوی حسین است خود را مزن ای شیعه بدین سو و بدان سو سویی كه بود سوی خدا سوی حسین است دشتی است تماشایی و پرجاذبه آن دشت زیبا پسری هست كه آهوی حسین است تأسیس شفاخانه به صحرای بلا كرد خاكی كه كند معجزه داروی حسین است نازم به غلامی كه به هنگام شهادت از لطف سرش بر روی زانوی حسین است هر پادشهی صاحب اردو و سپاهی است یك طفل رضیع زینت اردوی حسین است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد