همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

[ محمدحسین پویانفر ]
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینم
همه‌ جا به هر زبانی بوَد از تو گفت‌و‌گویی

همه خوش‌دلان که مُطرب، بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب تشنه‌کامی
چه شود که کام جوید زِ لب تو کام‌ جویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خُمّ مِی سلامت! شکند اگر سبویی

همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نِه بنشین کنار جویی

نظرات