نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما ... سر گیرد و رود از کربلای ما ... ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر ... نتوان نهاد پای به خلوت سرای ما ... تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس ... راه طواف بر حرم کربلای ما ... همراز بزم ما نبوَد طالبان جاه ... بیگانه باید از دو جهان آشنای ما ... برگردد آنکه با هوس کشور آمده ... سر ناورد به افسر شاهی ،گدای ما ... ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است ... کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما ... یزدان ذوالجلال به خلوت ، سرای قدس ... آراسته ست بزم ضیافت برای ما ... برگشت هر که طاقت تیر و سنان نداشت ... چون شاه تشنه کار به شمر و سَنان نداشت ... محاسن تو غرق خونه ... چه جوری کشتنت بمونه ... میگن امام رضا می دونه ... آب ندادنت بمونه ... روضه ی پیرهنت بمونه ... غارت شد تنت بمونه ... می خونه خواهرت نشناختمت ... به جان مادرت نشناختمت ... چی اومده سرت نشناختمت ... بلا غسل و لا کفن مظلوم من ... آخرش انگشترو بردن ... تن و گذاشتن سر رو بردن ... سر علی اکبرو بردن ... کتک زدن رقیه جانو ... ببین نگاه نگرانو ... خدا نبخشه ساربانو ... کشته ی کربلا نشناختمت ... بی سر و بی ردا نشناختمت ... به زیر نیزه ها نشناختمت ... بلا غسل بلا کفن مظلوم من ... جنگو به خیمه ها کشوندن... خیمه ی زینبو سوزوندن ... فاتحه ی حرم رو خوندن... از این حرم یه عده زن موند ... از تو فقط یه پاره تن موند... تن تو بی غسل و کفن موند ... مقطعه تنت نشناختمت ... چه جوری کشتنت نشناختمت گم شده پیرهنت نشناختمت بلا غسل بلا کفن مظلوم من ... نیزه رو تو تنت شکوندن ... تورو با سر نیزه کشوندن ... آب به لب هات نرسوندن... برگردوندن به پشتو ... موتو گرفت توی مشتو ... هزار دفعه تو رو کشتو ... از سر قتلگاه سنگت زدن ... تشنه ی بی گناه سنگت زدن ... زخمی بی گناه سنگت زدن ... حسین آه ... روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد... قربان آن آقا که انگشتر ندارد ... من بی وضو موی تورا شانه نکردم ... حالا به دنبال سرت باید بگردم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد