نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان مسیح را ،مسیحا! خیرالعمل خدای اعلی یک جلوه ی عزت تو امروز صد جلوه ی عزت تو فردا خادم به تو انبیا یکایک زائر به تو ایزد تعالی هر دل به ولای تو مبارک هر خانه به نور تو تعالی از خون بشود نماز باطل از خون تو شد نماز احیا اسلام محمد و علی شد با خون گلوت مهر و امضا دستی که ز تو جداست مسکین دستی که گدای توست دارا هر غصه کند فسرده مارا غیر از غم تو که ساخت مارا سینه زن تو عزیز زینب گریه کن تو عزیز زهرا جز گریه برای غربت تو خیری بخدا نداشت دنیا هرخاک حرام باد مارا جز تربت کربلات آقا چیزی که نمانده تا به آشوب.. یک کرب و بلا ببر تو ما را! لب های تو تشنه ی فرات و.. لب تشنه ی تو هزار دریا ای وای درآن غروب دلگیر با خواهر تو نشد مدارا بانوی قبیله را کشاندند اوباش میان جنگ و دعوا آن دیده ی خون گرفته ی تو خیره طرف خیام زن ها آنقدر سنان فرود آمد تا رفت تنت به نیزه بالا خنجر ز تو می گرفت اجازه گفتی که ببُر! برید درجا.. العطش و بکربلا تشنه لبی آه کشید فاطمه را خبر کنید روضه به گودال رسید خونی شده چرا یال مرکبت صبرا علی بلائک روی لبت گودال و خنجر و شمر و زینبت صبرا علی بلائک روی لبت وای از تنور خولی و امشبت صبرا علی بلائک روی لبت مادرتو غصه ی روز دهم میکُشه خواهرتو ضربه ی دوازدهم میکُشه چجوری پیدات کنم با دست بسته حسین ؟ من وسط این همه نیزه شکسته حسین نه پیرهنی برات مونده نه زره روی لبای تو هل من ناصره پایین مقتلت زهرا زائره روی لبای تو هل من ناصره بی تو عقیله باید تنها بره روی لبای تو هل من ناصره اسیری و بی کسی قافله و ازدحام خیلی به ما سخت گذشت میون بازار شام ببین که شد بیشتر از کرب و بلا خون دلم تو کوچه ها رقصیدن دور و بر محملم بعد از تو خورده سنگ دشمن به من من گریه میکنم می خندن به من راهو تو کوچه ها می بندن به من من گریه میکنم می خندن به من خیلی بی احترامی کردن به من یا مظلوم یا غریب یا عطشان شب بی گریه من نمی خواهم بعدِ مردن کفن نمی خواهم بدنم را شبی که من مُردَم لحظه ای رو به قتلگاه کنید کفنم را درآورید و سپس گریه بر بوریایِ شاه کنید در دهانم همین که تربت رفت بنشینید و آه آه کنید شب بی گریه من نمی خواهم بعدِ مردن کفن نمی خواهم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد