
(مرو ای یاس پژمرده، مرو یار زمین خورده)۲ شکسته حرمتت امّا بمان تنها برای من مشو راضی ببینی نالهها و گریههای من (چرا خاتون من دائم تو گریانی؟)۲ چرا آرزوی حیدر پریشانی؟ چرا از دیدن رویم گریزانی؟ بیا با من بگو از راز پنهانی (غریبم من)۲ ((اَغیثیني یا مولاتي)۲ تو دریای کراماتی)۲ (همه ایل و تبارم نوکرت هستند یا زهرا)۲ بوَد این افتخارم، فاطمی هستم در این دنیا (حسینت خادم خود انتخابم کرد)۲ (ابالفضلت بدین منصب خطابم کرد)۲ ز سوز روضههای خود کبابم کرد و آخر زینبت نوکر حسابم کرد (عزیز الله)۲ تبسّم بر لبم دارم ولی که غم و دردم میان هر نماز خود به همسایه دعا کردم تمام مردم این شهر بیاحساس و نامردند که تا هر جا که شد بر من بدی کردند ره کوچه ز کینه روی من بندند به اشک غربتِ من خندند