
تو کوچهها زخمم نمک خورده انگشتر خلقت ترک خورده درد منو هیچکس نمیفهمه زهرام جلو چشمام کتک خورده دستامو از دستت جدا کردن تو شعله دنبال تو میگردم جوری زد و جوری زمین خوردم سنگینی دستاشو حس کردم (دار و ندار زندگی چیزی بگو حرفی بزن)۲ خاکی میشه باز چادرت هر شب تو کابوس حسن (زهرای من زهرای من، زهرا)۳ از تو خجالت میکشم زهرا از خاک رو چادر نماز تو از پا منو میندازه میدونم این چشمهای نیمه باز تو رو تو نگیر از من که میمیرم دنیا بدون تو برام پوچه اینقدر پر از زخمی که حیرونم از جنگ برگشتی نه از کوچه دار و ندار زندگی زخمیترین یاس علی اشکاتو پاک کن فاطمه گریه نکن جان علی زهرای من زهرای من، زهرا... پاشو و پاک کن اشک زینب را پاشو حسینت سرپناه میخواد خونه خراب میشم بدون تو پاشو که حیدر تکیهگاه میخواد واسه حسینت پیرهن دوختی با دستایی که سرد و بیجونه پیرهن که جای خود توی گودال انگشرم واسش نمیمونه مادر به سینَش میزنه شمر اومده بالا سرش از توی گودال میبَرن انگشت و با انگشترش **** خوشی ز عُمر ندیده، خدا نگهدارت صنوبری که خمیده، خدا نگهدارت قرار بعدی ما کربلا زمان غروب کنار رأس بریده، خدا نگهدارت (هر چه میخواهی تو با جانم بکن مادرم اینجاست، عریانم نکن) حسین