
لا حول و لا قوة الّا بالله خورشید و مه و ستاره اومد از راه منظومهی شمسی اباعبدالله، ماشاءالله در دل صحرا، دیده دریا شد تا رسید عبّاس، علقمه پا شد اومد و دل از دل دریا بُرد یا علی گفت و عَلم بالا بُرد ای جانم به شکوه کاروانو ای جانم به نور نسل سادات ای جانم به کمال هاشیمون به وقار هاشمیات ابی عبدالله یا حسین حسین... جمعند محبّانِ اباعبدالله لشگر جوانان اباعبدالله فرمانبرِ فرمان اباعبدالله، ماشاءالله شد طنینانداز در دل لشگر صوت تکبیرِ شبه پیغبر نوهی بوتراب اذان میگفت یاعلی گفت و عمّه جان میگفت ای جانم به دو عمامّهی سبزو ای جانم به عبدلله و قاسم ای جانم به علیاصغر ارباب نور چشم بنیهاشم ابی عبدالله یا حسین حسین... کُلُ خَیرِ فی باب اباعبدالله هفتاد و دو اصحاب اباعبدالله از دم همه بیتاب اباعبدالله، ماشاءالله هرکه رفت در این زمره، آقا شد یک مسیحی بود که مسیحا شد وهب الگوی مسلمانیهاست آبروی قوم نصرانیهاست ای جانم به زهیر و جُون و عابس ای جانم به جُناده و به عامر ای جانم به حبیب قلب ارباب به حبیب بن مظاهر ابی عبدالله یا حسین حسین...