نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
ماشاالله حاج مهدی
۲۶ اسفند ۱۴۰۲

غریبون شده و میگم با جحال پریشون سلام غرق آه من به محضر صاحب زمون خاموش نکن تا دم مرگ آتیش این آه منو قبول کن از من آقاجون آجرک الله منو یابن الحسن آجرک الله یابن الحسن بقیة الله هرسال غروب عاشورا زخم دلت کاری میشه میدونم از چشای تو خون جای اشک جاری میشه دم دمای غروب که شد عوض میشه لحن صدات جای نوح و علی الحسین نوح علی المخدرات نوحه به اون ماتمی که پشت فلک رو خم میکرد وقتی که زینب همه رو تو خیمه سوخته جمع میکرد تو چنگال یه عده گرگ دختر شیر و کی دیده خواهر عباس و ببین رخت اسارت پوشیده کی میتونه که شعله با بال کبوترا چه کرد کی میدونه آتیش با معجر دخترا چه کرد نوحه به اون لحظهای که مشک و به خمیه پا گذاشت چه داغی با اومدنش رو دل بچهها گذاشت سکینه با دیدن مشک نشسسته هق هق میکنه مشک ویه جا قایم کنید رباب بیاد دث میکنه لای لای بالام سوسوز بالام تو خیمههایی که دیگه صدایی غیر گریه نیست یکی صدا زد عمه جون رقیه کو ؟ رقیه نیست خدا باید رحم کنه به حال خواهر حسین عباس پاشو کمک بکن گم شده دختر حسین عمو عمو دنبالم دوید تا به من رسید چادرم کشید ما بودیم حرمله بود عمو نبود
1 نظر ثبت شده

ماشاالله حاج مهدی