
سهم من از زندگی چیزی به غیر از غم نشد هیچکَس غیر از برادرهام غمخوارم نشد بعد تو عباس، زینب مانَد و نامحرمان بعد تو دیگر برایم هیچکس مَحرم نشد زود رفتی ماه من از آسمان خواهرت فرصت حتی وداعِ ما دوتا با هم نشد ای برادر هیچ در فکرِ اماننامه نباش ذرهای از اعتبارت نزد زینب کم نشد داشتم میآمدم در علقمه بالا سرت در میان این همه نامردِ نامَحرم نشد شمر موهای برادرزادههایت کشید معجرت دگر بعد تو محکم نشد عباس تیرها اینگونهات کردند ای خوشرویِ من وَرنه هرگز صورت زیبای تو دَرهَم نشد