نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام کربلایی، نگفتی بابایی که با سر میآیی، واسه دیدنم مثل روی زیبات، مثل زیر چشمات مثل زخم لبهات، کبود تنم فکری برام کن بابا بازم صدام کن بابا پاشو نگام کن بابا درست میبینی بله پاهام پر از تاوله از دست این حرمله فکری برام کن تو راه همش عذابمون میداد هی سر اکبرو تکون میداد منو به این و اون نشون میداد ببین که می کنند اشاره به این لباس پاره پاره پدر دخترونه، میگم که بمونه خرابه که خونه، نمیشه بابا کار ساربونه، پر از لخته خونه موهام دیگه شونه، نمیشه بابا خیلی سرم داد زدند با داد و فریاد زدند دندونام افتاد تو ملأ عام سنگ از روی بام بیشتر توی شام زدند گمونم از مادر تو بیشتر منو زدند خواهر تو بیشتر سنگ به سرم خورد سرتو بیشتر حسین غریبم حسین غریبم بابای غریبم بابای غریبم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد