رو قلبم داغت شد آباد

رو قلبم داغت شد آباد

[ حاج اسلام میرزایی ]
رو قلبم داغت شد آباد، بعد تو سهمم شد آزار 
با دستای بسته ما را بردن بین کوچه و بازار 

اجتمع الناس زن و بچه‌هات با سنگ زدن 
اجتمع الناس همگی به معجرها چنگ زدن اجتمع الناس دختراتو جلو چشمام زدن 
اجتمع الناس زینبو تو ملاء عام زدن حسین 

وای حسین، وای حسین، وای حسین...

به اشکای ما خندیدند
ناموست را بی‌کس دیدن
دختر‌های معصومت از
ترس و وحشت می‌لرزیدن

اجتمع الناس دور ما هلهله و دف زدن
اجتمع الناس عده‌ای رقصیدن و کف زدن 
اجتمع الناس به دل غم‌زده هِی زخم زدن 
اجتمع الناس روی نیزه تورو بی‌رحم زدن

وای حسین، وای حسین، وای حسین... 

قلبم رو تو شام آزردن، چی بر سر ما آوردن 
باورم نمی‌شد اصلا، ما رو تو بزم مِی‌ بردن 

اجتمع الناس خِیزرون به روی لب‌هات زدن 
اجتمع الناس بمیرم به روی رگ‌هات زدن 
اجتمع الناس به سکینه حرف ناربط زدن 
اجتمع الناس همه بچه‌ها را بی‌خبط زدن 

وای حسین، وای حسین، وای حسین...
اباعبدالله حسین، اباعبدالله حسین...

پربازدید‌ترین‌های شور حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج اسلام میرزایی

نظرات