
به فدای غمای تو زینب بیقراره برای تو زینب بهخدا غربت تو مظلومم میرسونه جونمو روی لب بده رخصت تا پسرای من تو دل معرکه مثل علیاکبر شن قَسَمت میدم یه نگاشون کن واسهی عاقبتبهخیریشون یا اباعبدالله آقای من... **** مثل بارونه اشکِ چشمامون پُره از التماسه حرفامون آرزوشونه که فداییت شن یه کمی راه بیا تو باهاشون با دوتا دستات گره رو وا کن مثل تو خواهرت غریبه مدارا کن واسه یاریِ تو آمادهن بهخدا از طفولیت به تو دل دادن یا اباعبدالله آقای من... **** بذار داغ حسن نشه تکرار نبینن زینبو توی اَنظار نمیبینم یه روز خوش دیگه میشه سهمم اذیت و آزار تو بیابونا میشم آواره میکِشن چادر از سرِ منِ بیچاره دست و پاهای منو میبندن وسط کوچهها بهم همه میخندن یا اباعبدالله آقای من...