
روز اول بسته کار عاشقی را با خدا آنکه پای نخلهای کوفه رفته تا خدا هر اولوالعزمی که میگویند خاطر خواه اوست عهد بسته پای عشقش با پیمبرها خدا همنشین یونس و همراه موسی بین طور کشتی نوح نبی را بوده حیدر ناخدا نامهی خلق جهان را میزند امضا علی نامهی اهل نجف را میزند امضا خدا یا کریم و یا کریم و یا کریم و یاعلی یاعلی و یاعلی و یاعلی و یاخدا مستطیعم، میشوم حاجی شبهای نجف آبروی ما عجمهایند عربهای نجف اژدها راماست تا او میشود منبر نشین مسجد کوفه رکاب و منبر مولا نگین میرسد تا پیچش عمامهی او آسمان میرسد هر لحظه با منت به پابوسش زمین پای او از پایههای محکم عرش خداست دست او در آستین، دست خدا در آستین گرد و خاک مانده بر روی عبای او طلا نوکران جیره خوار محضرش آقا ترین حبهُ جنه قسیم نار و الجنت علی محور و میزان محشر مالک فی یوم دین مادرم از کودکی داده به من یک یادگار لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار قل هوالله احد همچون خدا یکتا علیست فوق ایدیهم کلام حق هی العلیا علیست لکنت جبریل درمانش فقط در پیش اوست حضرت استاد بین عالم بالا علیست حجتالله دل صدیق اکبر فاطمهاست حجتالله دل صدیقهی کبری علیست برکت خرمای میثم روزی اشک کمیل شاه قنبر، نور فضه، عزت اسما علیست هر چه گفت احمد ز پشت پرده حیدر حرف زد بر پیمبر فاش شد آن سوی او ادنا علیست میرود سمت خطر با مرگ بازی میکند حرکت نعلین او تقدیر سازی میکند بند انگشتش به موجودات نعمت میدهد وصلهی دشداشهاش بر خاک زینت میدهد نان خشک سفرهی او را ملائک میبرند سفرهدار آسمان بوی قناعت میدهد روزبه را میکشد این سمت و سلمان میکند قنبر آواره را یک روزه عزت میدهد این چه ایثاریاست که در لحظههای سخت جنگ ناگهان بر دشمنش شمشیر امانت میدهد ضربه زد تسبیح جن و انس را پایین کشید ذوالفقارش بر عبادت نیز قیمت میدهد منبر مسجد نمکگیر زبانش میشود زینبش هم وارث فن بیانش میشود